تبلیغات
دزفول قهرمان، پایتخت مقاومت ایران......
دزفول قهرمان، پایتخت مقاومت ایران......
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه هشتم دی 1390 توسط سید مجتبی صائبی نیا | نظرات ()

بر اساس جامعه آماری چند ده نفری از پسران که بنده حقیر با آنها سر و کار دارم این مطلب را نوشته ام و امیدوارم کسی از این مطلب آزرده خاطر نشود.

دخترانی که به درستی حجاب و پوشش خود را رعایت نمی کنند از دید اکثر پسران یک اسباب بازی لذت بخش و یا بازیچه هستند. فکر می کنم کسی از شما خواهران گرامی دوست نداشته باشد که از این دیدگاه مورد توجه قرار گیرد. انسانهایی که خود را کم ارزش می دانند دوست دارند از چنین دیدگاهی دیده شوند. حال کمی هم در مورد دخترانی که حجاب خود را رعایت می کنند صحبت کنیم. چنین کسانی برای شخصیت خود ارزش قائل بوده و دوست ندارند همانند یک بازیچه در جامعه حضور پیدا کنند. حجاب وپوشش نه تنها موجب زشتی و کم ارزشی دختران نمی شود بلکه پرده حجاب است که روح الهی و زیبای دختران را آشکار می سازد و از آنجا که ذات انسان خدا جوست همیشه پسران برای ازدواج به دنبال افرادی هستند که روح الهی در وجودشان پدیدار است. امیدوارم که خواهران گرامی با خواندن این مطلب کمی به خود بیایند و کمی برای خود ارزش قائل شوند. از نظر فیزیکی اجسام با ارزش نیاز به محافظت بیشتری دارند نه اجسامی که بی ارزشند. شما خواهران اگر برای خود ارزشی قائل باشید از جسمتان حفاظت بیشتری می کنید.

 کلام آخر اینکه: آیا زمان آن نرسیده که پوشش وحجاب را در جامعه برقرار کنیم؟ آیا زمان آن فرا نرسیده که زمینه را برای ظهور امام زمانمان (عج) فراهم آوریم؟


نوشته شده در تاریخ یکشنبه بیستم آذر 1390 توسط سید مجتبی صائبی نیا | نظرات ()

مراقب افكارت باش كه گفتارت می شود
مراقب گفتارت  باش  كه  عادتت می شود
مراقب  عادتت  باش  كه  رفتارت می شود
مراقب  رفتارت باش  كه شخصیتت می شود
مراقب شخصیتت باش كه  سرنوشتت می شود



نوشته شده در تاریخ یکشنبه سی ام مرداد 1390 توسط سید مجتبی صائبی نیا | نظرات ()

یکی از روسای کرد بر سر سفره شاهزاده ای نشسته بود، قضا را دو کبک بریان بر سفره نهاده بودند، همین که چشم مرد کرد بدانها افتاد، خندید شاهزاده سبب پرسید، مرد گفت: در آغاز جوانی روزی بر تاجری راه بریدم، زمانی که خواستم بقتلش رسانم، لابه و زاری کرد، سودی نبخشید. و هنگامی که دانست ناگزیر خواهمش کشت، رو به دو کبکی کرد که بر کوه نشسته بودند و گفت: ای کبکها ساهد باشید که این مرد قاتل من است، این شد که هنگامی که این دو کبک را دیدم، حماقت آن مرد به خاطرم آمد. شاهزاده گفت آن دو کبک شهادتشان را دادند. سپس دستور داد گردنش را بزنند.   



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 توسط سید مجتبی صائبی نیا | نظرات ()

دی در حق ما یكی بدی گفت * دل را ز غمش نمی خراشیم

 ما  نیز  نكوئیش   بگوییم * تا هر دو دروغ گفته باشیم


منبع:كشكول شیخ بهایی



نوشته شده در تاریخ سه شنبه هجدهم مرداد 1390 توسط سید مجتبی صائبی نیا | نظرات ()

 خوش رویی پیوند دوستی است.

برترین پرهیزگاری، پنهان ساختن پرهیزگاری است.

مستحبی كه به واجبی زیان رساند، سبب قربت پروردگار نگردد.

 مال اصل خواهشهای نفس است.

 هر دم كه آدمی فرو میكشدش گامی به سوی مرگ اوست.

كسی كه نرمی بود، دوستان زیاده شوند.

هر ظرفی با نهادن مظروف در آن تنگ تر همی شود جز ظرف دانش كه هرچه در آن نهند، وسعت گیرد.

هر قدر توانایی بیشتر شود، شهوت فرود گیرد.

 برترین كارها آن است كه نفس را به انجامش اكراه كنی.

 مرگ نیكوترین نگهبان است.

اندكی كه دوام كند، از زیاده ای كه ملال آورد، نیكوتر است.

 اگر مرد را خصلتی نیكو بود، چشم انتظار دیگر خصائلش باشید.

همنشین پادشاه چون كسی است كه بر شیر سوار است، دیگران به او رش همی برند و او خود خطر مقام خوش را بیش از دیگران داند.

  



نوشته شده در تاریخ شنبه پانزدهم مرداد 1390 توسط سید مجتبی صائبی نیا | نظرات ()

 آنگاه كه اولین خطوط سپیدی را بر موی خویش دیدم و دانستم كه زمان رحیل در میرسد، گفتم دریغا، به پروردگار سوگند كه این نشانه كفن من تواند بود.

 

 

منبع:كشكول شیخ بهایی



نوشته شده در تاریخ جمعه چهاردهم مرداد 1390 توسط سید مجتبی صائبی نیا | نظرات ()

آنكس كه نفس خویش گرامی دارد، درهم و دینارش را خوار شمارد.

آن كس كه راه رهروان در پیش گیرد، از لغزش مصون ماند .

كسی كه بنده حق است آزاده است .

آنكس كه آهستگی پیشه كند، به آنچه خواهد رسد.

خشمناكی به خواری پوزش نیارزد .

هیچ چیز، دانش را، چون سپردن آن به كسان در خور دانش حفظ نكند.

 بسا عطا كه خطا بود و بسا عنایت كه جنایت محسوب شود.

راستی اگر نقش شود، صورت شیری دارد و دروغ اگر نقش گردد، صورت روباهی.

اگر آن كس كه نمی داند، ساكت ماند، اختلاف به پایان رسد.

آن كس كه امور را بسنجد، پوشیده ها را نیز داند.

آن كس كه به نفس خود عیب جوید، به پاكیش همت كرده.

آن كس به غایت خوشنودی رسیده است، بایستی غایت ناخوشنودی را منتظر بود.

آن كس كه عزت دنیا را با پادشاه شریك بود، خواری آخرت را با او شریك است.

بیماری زندان جسم است و غم، زندان روح.

آنچه شادمان كند، نبودش غم آرد.

 زمانه، پند دهنده ترین معلمان است.

مرگ بر آرزوها همی خندد.

هدیه، بلاهای دنیوی را میراند و صدقه بلاهای عقبائی را.

آزاده، اگر طمع ورزد ، برده است و برده اگر خرسند بود آزاده است.

فرصت، زود از دست شود و دیر به به دست آید.

زبان حجمی اندك و گناهی بزرگ دارد.

روز دادگری بر ظالم سخت تر از  روز  ستم بر مظلوم است.

با تكیه بر پادزهی كه داری، زهر منوش.

از آن كسان مباش كه آشكارا ابلیس را لعن كنند، و پنهان دوستش دارند.

دوست تو آن است كه با تو راست گوید نه آنكه دروغت را راست شمارد.



(تعداد کل صفحات:2)      1   2